نظریه های خانواده درمانی تاریخ : يكشنبه، 4 ارديبهشت ماه ، 1390
موضوع : مطالب گوناگون


 

نظریه های خانواده درمانی

     نظریه های گوناگون خانواده درمانی هریک دارای استدلال ها، راهبردها و دفاعیات معینی هستند. هرکدام خانواده را مورد مشاهده قرار می دهند و کارکرد آنها را با شیوه های نسبتا" متفاوت با بقیه بیان می کنند. نظریه های خانواده درمانی با وجود تفاوتهایی که دارند، به دلیل آنکه همگی الگوهای ارتباطی و میان فردی هستند، مشابهند. این الگوها کاملا" متمایز از الگوهای سنتی درون روانی و یا فردی هستند.

بقیه در ادامه مطلب:



 

هر دو نوع الگو (میان فردی و درون روانی) مبتنی بر مفروضات فلسفی کاملا" متفاوتی هستند و در نتیجه روشهای مفهوم سازی و فنون متمایزی از یکدیگر دارند. هر دوی آنها ارزشمند و موثرند و زمینه های مناسبی را ارایه می دهند (کارسون و همکاران، ترجمه نوابی نژاد، 1384).

 

نظریه آدلر

     براساس نظریه ی آدلر، کلیه رفتارها هدفمند و تعاملی است، فرد و نظامهای اجتماعی هر دو کل نگر هستند. و افراد از طریق رفتارهای خود در نظامهای اجتماعی در جست و جوی معنا می باشند. مبنای نظامهای اجتماعی، خانواده است. از خانواده است که افراد چگونگی تعلق داشتن و تعامل با یکدیگر را فرا می گیرند. مشکلات و کارکردهای بد در خانواده نتیجۀ یاس و یا عدم پذیرش در درون خانواده است. فرایند درمان بر آموزش و پرورش و بیشتر بر رشد و تغییر تاکید دارد و مشاور و درمانگر به تعامل در درون نظام خانوادگی و تغییر نظام میان فردی توجه می کند (کارلسون و همکاران، ترجمه نوابی نژاد، 1384).

 

نظریه بوون

     موری بوون، مبدع نظریه ی نظامهای خانواده است. وی خانواده را یک واحد عاطفی و شبکه ای از روابط درهم تنیده می پندارد که وقتی می توان آن را بهتر درک کرد که از چهارچوبی چند نسلی یا تاریخی آن را تحلیل کرده باشیم. هریک از اعضای خانواده، به جای آنکه به صورت یک جوهرۀ روانی خود پیرو عمل کنند، از لحاظ تفکر، احساس، و رفتار با نظام روابط خانوادگی، از پیوندی پیچیده و غیرقابل تفکیک برخوردارند. به عقیدۀ بوون باید به روندها و جریانات کارکرد چند نسلی توجه داشته باشیم چرا که بنا به فرضیات او، نوعی فرایند ارتباطی منظم و قابل پیش بینی، کارکرد اعضای متعلق به نسلهای مختلف خانواده را به هم پیوند می زند (گلدنبرگ، ترجمه نقشبندی و همکاران، 1385).

 

نظریه ستیر

     برجستگی کار ویرجینیا ستیر، افزایش عزت نفس افراد در خانواده به منظور ایجاد و تغییر در نظام میان فردی آنهاست. او بین عزت نفس و ارتباط، یک همبستگی مستقیم یافته است و عزت نفس پایین را با ارتباط ضعیف همخوان و هم پیوند می داند. او خانواده را یک نظام کل نگر
می داند. نقشها اثرهای عمده ای بر کارایی موثر خانواده از طریق نفوذ قواعد، فرایندهای ارتباطی و پاسخ به فشارهای روانی دارند. هنگامی که اعضای خانواده از همۀ رویدادهایی که در زمان حال تجربه می کنند، آگاه شوند. می توانند هم به عنوان فرد و هم به عنوان خانواده رشد کنند. هدف اصلی، یکی سازی رشد هریک از اعضای خانواده با یک پارچگی و سلامت نظام خانواده است (کارسون و همکاران، ترجمه نوابی نژاد، 1384).

 

 

نظریه ی راه حل محور

     فلسفه زیربنایی الگوی راه حل محور این است که تغییرات، مداوم و اجتناب ناپذیرند. در این درمان برآنچه ممکن و تغییر پذیر است تاکید می شود و نه برآنچه غیرممکن است. این الگو بر گامهای کوچک برای شروع تغییر تاکید می ورزد، و با پیشرفت فرآیند، تغییرات نیز حادث می شوند. در این الگو دیشیزر اظهار می دارد راه حلهایی که مردم به کار می برند مشکل آفرین است و نه ارائه خود مشکلات. بنابراین تاکید بیشتر بر راه حل و شایستگی هاست تا برخورد مشکل. هدفهای این نوع درمان، ایجاد تغییر مختصر در دید جهانی خانواده به شیوه هایی ظریف و تغییر رفتار اعضای خانواده به نحوی است که راه حلی برای مشکل پیدا شود (کارلسون و همکاران، ترجمه نوابی نژاد، 1384).

 

نظریه ی رفتاری – شناختی

     در نظریۀ رفتاری، که عمدتا" برپایۀ صورت بندیهای آغازین نظریۀ یادگیری بنا نهاده شده است اگر هم حرفی راجع به اعضای خانواده به میان بیاید بدین صورت است که آنها قسمتی از محیط طبیعی درمانجو هستند. رفتارگرایان به طور فزاینده در سالهای اخیر به جایگاه شناختها در تعاملهای رو در رو پی برده اند (گلدنبرگ، ترجمه نقشبندی و همکاران، 1385) خانواده درمانگران شناختی – رفتاری اعتقاد دارند در خانواده ها و زوجها صرفا" تحت تأثیر محیط های خود هستند. در خانواده درمانی، درمانگران و خانواده می­توانند هدفهای رفتاری ویژه ای را مشخص نمایند، الگوهای زمان حال را ارزیابی کنند و الگوهای جدیدی را فرابگیرند (کارسون و همکاران، ترجمه نوابی نژاد، 1384).

 

نظریه­ی ساخت نگر

     خانواده درمانی ساخت نگر به خاطر تاکید بر بافت خانواده در پیدایی مسایل و همچنین یافتن راه حلهای درمان آن مشکلات، با رویکردهای دیگر نظامهای خانواده، وجه اشتراک دارد. با وجود این، کاربرد استعاره های قضایی و سازمان آن، چه از لحاظ توصیف مشکلات و شناسایی راه حلها و چه از لحاظ تاکید بر رهنمودها و دستورات مستقیم و فعال درمانگر، باعث منحصر به فرد بودن این رویکرد می شود اولین هدف درمانگران ساختاری عبارت است از تلاش فعالانه برای تغییر سازمان در خانوادۀ بدکار، و تصورشان براین است که تغییرات رفتاری فردی و همچنین کاهش نشانه ها، به دنبال تغییر بستر تبادلات خانواده حادث خواهند شد (گلدنبرگ، ترجمه نقشبندی و همکاران، 1385).

 

- نظریه ی عاطفی – عقلانی

     در مشاوره با زوجین، مشاوران با ناراحتی های یک زوج و اثرات آن بر زوج دیگر مواجه هستند. به همین دلیل، ناراحتی زن و شوهر اغلب به مراتب بزرگتر از حاصل جمع ناراحتیهای آن دو نفر است. نظریه عاطفی – عقلانی را می توان در قالب الگوی ABC تعریف کرد. بدین معنی که رویدادهای فعل کننده در زندگی افراد بویژه شکست و طردشدگی مانع رسیدن آنان به اهداف و آرزوهایشان است (A). مشکلات عاطفی و رفتاری مانند اضطراب، اجتناب از شکست نتایج حاصل از وضعیت ایجاد شده قبلی هستند (C). در حالیکه مردم باور دارند که حوادث ناراحت کننده (A). موجبات ناراحتی های خاصی را فراهم می سازد (C). لیکن براساس این نظریه نتایج و پیامدهای حاصل چیزی جز کارکرد باورهای انسان دربارۀ حوادث نیست (B). درمانگر خانواده، به زن و شوهر آموزش می دهد تا سیستم باورهای خود را تغییر دهند تا در وضعیت آنان تغییرات مطلوب ایجاد شود (نوابی نژاد، 1383).






منبع این مقاله : مرکز مشاوره و روانشناسی
http://www.mehrnooshdarini.com

آدرس این مطلب :
http://www.mehrnooshdarini.com/modules.php?name=News&file=article&sid=131